مرتضى مطهرى
88
مجموعه آثار شهيد مطهرى ( فارسي )
سليقهء روز را معيار قرار مىدهند و به نام « اجتهاد آزاد » به جاى آنكه اسلام را معيار حق و باطل زمان قرار دهند ، سليقه و روح حاكم بر زمان را معيار اسلام قرار مىدهند . مثلًا مَهر نبايد باشد چون زمان نمىپسندد ، تعدد زوجات يادگار عهد بردگى زن است ، پوشيدگى همين طور ، اجاره و مضاربه و مزارعه يادگار عهد فئوداليسم است و فلان حكم ديگر يادگار عهدى ديگر ، اسلام دين عقل و اجتهاد است ، اجتهاد چنين و چنان حكم مىكند . بايد توجه داشته باشيم كه حتى معيارهايى كه دانشمندان روشنفكر و مترقى اهل تسنن نظير عبده و اقبال براى حل مشكلات جديد ارائه كردهاند از قبيل تمايز قائل شدن ميان عبادات و معاملات و تعبيرهاى خاصى كه آنها از اجماع ، اجتهاد ، شورا و غيره كردهاند و همچنين جهانبينى اسلامى كه آنها عرضه كردهاند ، به هيچ وجه براى ما كه پروردهء فرهنگ اسلامى پيشرفتهء شيعى هستيم قابل قبول نيست و نمىتواند الگو قرار گيرد . فقه شيعه ، حديث شيعه ، كلام شيعه ، فلسفهء شيعه ، تفسير شيعه ، فلسفهء اجتماعى شيعه از آنچه در جهان تسنن رشد كرده بسى رشديافتهتر و جوابگوتر است . هرچند جهان تسنن به علل جغرافيايى و غيرجغرافيايى پيش از جهان تشيع با تمدن جديد و مشكلات و مسائلى كه اين تمدن به وجود آورده آشنا شده و در جستجوى كشف راه حل آن برآمده است و شيعه ديرتر نظريات خود را عرضه داشته است ، ولى مقايسه ميان آنچه در سنوات اخير از جهان شيعه عرضه شده و آنچه از جهان تسنن عرضه شده است مىرساند كه نظريات شيعى از بركت پيروى از مكتب اهل بيت عليهم السلام بسى عميقتر و منطقىتر است . ما نيازى نداريم كه امثال عبده و اقبال و فريد وجدى و سيد قطب و محمد قطب و محمد غزالى و امثال اينها را الگو قرار دهيم . به هرحال تجددگرايى افراطى - كه هم در شيعه وجود داشته و دارد و هم در سنى - و در حقيقت عبارت است از آراستن اسلام به آنچه از اسلام نيست و پيراستن آن از آنچه از اسلام هست به منظور رنگ زمان زدن و باب طبع زمان كردن ، آفت بزرگى براى نهضت است و وظيفهء رهبرى نهضت است كه جلو آن را بگيرد . 3 . ناتمام گذاشتن . متأسفانه تاريخ نهضتهاى اسلامى صد سالهء اخير يك نقيصه را در رهبرى روحانيت نشان مىدهد و آن اينكه روحانيت ، نهضتهايى كه رهبرى